جعفر شهرى باف
512
طهران قديم ( فارسى )
شلوار پنهان كرده خارج ميشدند . همين سابقه بود كه حمامىهاى خبره را متوجه ميداشت تا مواظب غربا باشند و آنها را زير نظر داشته باشند ، همين مواظبت هم بود كه موجب گير افتادن ايشان گرديده افتضاح ببار ميآورد و يا غفلت حمامى كه باعث دستبرد و فرار آنها گرديده صاحب حمام را گرفتار مينمود مخصوصا وقتى كه خرابى لباس جا گذاشته به حدى بود كه حتى تا رسيدن به خانه قابل پوشيدن نمىآمد يا تمام لباس ربوده شده بود . البته همهء اين سرقتها متوجه حمامى نميگرديد و تا مىتوانست از مسؤوليت آن مخصوصا اگر مشترى بيگانه بود شانه خالى ميكرد و حمل به فرار مشترى از پرداخت پول حمام مينمود ، اما آنچه بود همه روزه در حمامها از اين وقايع بود كه يا لنگ دزدى گير مىافتاد و به ستون طنابپيچ شده انگشتنماى مشتريان ميشد و به زير چوب و لگد و سيلى كارگران مىافتاد و يا جنجال تاوان لباس برپا گرديده و مشترى و حمامى به جان هم مىافتادند . از اين رو اواخر به فكر افتادند تا در هر حمام تابلو يا تابلوهائى به اين صورت در سربينه نصب بكنند : هر كه دارد امانتى موجود * بسپارد به من به وقت ورود نسپارد اگر شود مفقود * بنده مسؤول آن نخواهم بود يا اين تابلو : امانت را بده اول ، كه آخر * نباشد جاى حرف و جَرّ و مَنجَر كه غير از اين نباشد دستگيرت * نه از من چيزى و نه از كُميسَر « 86 » كه همين طور هم بود و غالبا بردن لباس و بريدن جيب به زيان مشترى تمام ميشد و چيزى از حمامى دستگير نميگرديد . مگر شخصيت و صاحب نفوذى كه حمامى را به دادن تاوان مجبور بكند . بعد از اين تابلو بود كه مشترى در موقع ورود آنچه قيمتى ، مانند پول و ساعت و انگشترى و زنجير و جام و تسبيح و پاشنهكش داشت به حمامى مىسپرد كه باز اين هم گاهى توليد گرفتارى ميكرد ، لنگدزد كه كار خود را به امانتدزدى تغيير داده بود و در شلوغىها به حمام
--> ( 86 ) . كلانتر ، كميسرى : كلانترى .